چقدرسخته منتظره بهارباشی زمستون از راه برسه
چقدر سخته از دیدنش خوشحال بشه ولی اون ناراحت
چقدر سخته وقتی می بینیش فقط برات اشک بریزه
چقدر سخته دوسش داری ولی اون باور نکنه
چقدر سخته عاشق بشی ولی باور نکنی
چقدر سخته تنها نباشی ولی حس تنهای کنی
چقدر سخته بخوای خودتو از تنهای در بیاری ولی نتونی
چقدر سخته تو تنهای اسیر بشی
چقدر سخته باور کنی تنها نیستی ولی تنهای
چقدر سخته شبا براش اشک بریزی ولی باور نکنه
چقدر سخته بخوای تنها باشی ولی نییستی
چقدر سخته از تنهای اشک بریزی
چقدر سخته بخوای بگی دوسش داری ولی نتونی
چقدر سخته تو تنهای خودت قدم بزنی
چقدر سخته تو تنهایت کسی مزاحم باشه
چقدر سخته دعا کنی ولی بدونی مستاجاب نمیشه
چقدر سخته با تنهای نتونی مبارزه کنی
چقدر سخته بخوای تنهاش بذاری
چقدر چقدر آخه چقدر.........
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم آذر 1386ساعت 14:36 توسط لوسی |
| ||||||