تبليغاتX
6تا بدی -

6تا بدی

تویی تویی تویی...

سيب سرخي را به من بخشيد و رفت

 عاقبت بر عشق من خنديد و رفت

 اشک در چشمان سردم حلقه زد

 بي مرووت گريه ام را ديد و رفت

 

تو روزايي كه نياز دارم به يه هم صحبت به يكي كه ارومم كنه زير فشار اين درساي لعنتي

الان كه نياز دارم به ۱دقيقه ارامش.... 

تو هم تنهام گذاشتي

سلام

امتحانامو دادم.واقعا سخت بود.ایشالله خدا خودش کمکم میکنه.هر چند اینقدر کفر گفتم که فکر نمی کنم خدا دیگه منو به عنوان بندش قبول داشته باشه.دوست دارم داد بزنم بگم خدایا غلط کردم تو بزرگی کن منو ببخش.هیچ کس نمی دونه تو اوج اون امتحانای سخت و مریضی و... حس کنی به شنیدن صدای اون کسی که دوسش داشتی محتاج باشی و اون نخواد صداتو بشنوه چقدر سخته.اون شبو تا نیمه های شب اشک ریختم نمی دونم کی خوابم برد فقط همینو می دونم که خدای مهربون کمکم کرد صبح که از خواب بیدار شدم همه چیزو فراموش کردم تا دو یا سه روز پیش که وسط هیئت امام حسین دیدمش.اونم منو دید اما از وقتی دیدمش حس می کنم دیگه دوسش ندارم.کاش این حس تا ابد با من بمونه.

آمین

آه از این درد های تلخ وکهنه.آیا در پسش رهایی هست؟

+ نوشته شده در دوشنبه یکم بهمن 1386ساعت 11:17 توسط لوسی |


DESIGN BY : NIGHT SILENCE X

اینا همه واسه کسیه که تا ابد 6تا دوستش دارم.می دونم که یه روزی بعد از رفتنم با چشم گریون میاد سراغمو می گیره نمی دونم تا کی می تونم دلمو به امید باز گشتش زنده نگه دارم ولی اگه رفتم فقط به خاطر کارها و حرفایی بود که بهم می زد اگه خودش هم جای من بود همین کارو می کرد و دیگه دست از تلاش بر می داشت ولی من اعتقادم اینه که تا روزی که به یادشمو میسوزم میسوزه


صفحه نخست
پست الکترونیک



نوشته های پیشین

اردیبهشت 1387

اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386



پیوندها

نفس یک پسر تنها
نفس عمیق
عاشق تو
چه آسون من از یاد تو رفتم
فرشیدوتارا
قاصدک گمشده
تنهاترین تنها
دل شکسته
بی وفا
چنان که آغاز کردیم بر همان خواهیم ماند...


    تعداد بازديدها: